آقای شکراللهی؛
تحلیلمان کنید، ما به تحلیل شدن عادت داریم؛ حتی میتوانید دستهبندیمان کنید، همانطور که خودتان را دستهبندی کردید. ما خودمان را کمونیست و ملیمذهبی و هزار کوفت و زهرمار دیگر دستهبندی نکردیم؛ اصلا یادمان ندادهاند. به ما یاد دادهاند دست در دماغ نکنیم، موبایلهایمان در سر کلاس زنگ نزند، قلیان نکشیم، روابط پرخطر نداشتهباشیم، حتی این را هم میدانیم که انگشت «شستمان» را رو به کسی بلند نکنیم… داشت یادم میرفت؛ به ما گفتهاند انتخاب کنید، اما از بین این نفرات. فلانی، نمایندهی فلانیست بر فلانجا، چرایش به شما ربطی ندارد. ما موبایلهایمان خستهتر از آنند که شما میپندارید؛ و فیلمهایی که میبینیم، هم. شما که نیمفاصلهاید، ما چه کنیم که فاصله داریم؟ چه کنیم که آرمانهای شما هنوز که هنوز است، جایش درد میکند؟ چه کنیم که حاصل آرمانهایتان ما شدیم؟ چه اشکالی دارد که جای آرمانهای ما در هفتادیها و هشتادیها درد نکند؟ اصلا شاید اشکال از این الکل لامصب صنعتیست که همهی ما را کور کرده است. حداقل میدانم که اشکال از شما نیست، ما خودمان خم شدهایم…
دههی لعنتی
دسامبر 27, 2007 بدست تراموا

آقا دعوا شد، منم هستم
یک دهه “شستی”
تراموا: قربون داداش!
منِ متولد 65 دارم برات کف می زنم.
خواستم اون نوشته ی خوابگرد و جوابیه تو رو -با ذکر منبع ها- چند جا نقل قول کنم، اون دو خط آخر جوابت -که یه کمی خارج از “محدوده” بود- باعث شد بی خیال شم. دلم هم نمیاد اون دوخط رو سانسور کنم. به هر حال؛ عالی بود. جدا دارم برات کف می زنم.
تراموا: نظر لطف شماست
عزیزان من، اون یارو یه افاضاتی کرد، شوما چرا خون خودتو کثیف می کنین؟
ایشان اگر ناراحتند، بفرمایند فرهنگسازی (چی هست حالا؟) کنند.
به قول استادمان، مملکته به قرآن.
تراموا: داریم گفتمان میکنیم با هم
بیچاره ماهایی که دهه 60 ایم! نسل 3 به حساب میایم و پیش بینی ناپذیر…واقعا!!!! حالا مثلا دهه 70 ای ها الآن خیلی جیگرن؟! یا پنجاه ای ها؟!
تراموا: ولش کن حالا! جیگر و اینا میگی، امنیت اجتماعی میشیم!
چی شده دهه شصتی ها چشونه ؟؟
بیماری نسل سوم دیگه چیه؟؟
تراموا:شما خودتون رو کنترل کنین!
مطلبشو خوندم.فقط بهش میگم ای ک. کش بی همه چیز!!