- والا آقامون خونه نیستن…
[دو دانه سوراخ دماغ در تصویر دیده میشود]
منزل
آوریل 29, 2008 بدست تراموا
ارسال شده در تفریحات سالم | تا کنون 34 نظر داده شده
34 نظر
يك پاسخ برايش بگذاريد
گوگل ریدر- _l_: روز جمعه حدود ده و نیم میلیون نفر در نماز جمعه شرکت کرده بودند (دروغ میگم؟! مگه میشه ده ملیون نفر دروغ گفت؟!) (author unknown)
- یکشنبه؛ برنامه مجوزدار حامیان موسوی و کروبی در شیراز آق بهمن
- آواز دهل nirvanah
- مرد جان به لب رسیده را چه نامند ؟ alitajadod
- متن حرفهای رمضانزاده قبل از دستگیر شدن آق بهمن
- نغمههای ماشينتحرير - يازده Old Fashion
- 316 شِشکوفسکی
آرشیو
خودم
دوستان
- Be Yourself
- DEAD MAN
- Diis.ignotis
- Doggy Headache
- H O R I Z O N
- hArd Abusive
- Inner Imago
- J.O.Z.E.P.H
- My Minimal Mind
- My View
- Opium
- orange juice
- POPCORN
- R2
- قاووت
- قرمه سبزی
- قره قوروت
- من و خودم
- من، شب و خورشید
- مهرناز مصباح
- مینیمالهای من
- مینیمالیست خوابزده
- مایری لند
- مریم اینا
- مسیح بر کوه زیتون
- مطلع فرح عالم
- نقطه ته خط
- چند قدم نزدیکتر به خدا
- چند روایت معتبر
- نوید بدون روتوش
- نوشتههای یک برنامهنویس
- نوشتههایی برای هیچ
- نيم تنه
- نیروانا
- ناردونه
- هویج
- وقفهای بود میان دو سفر
- وقتی میخوای زن نگیری
- ویارهای پسری آبستن
- وب 2
- وبنوشتههای کمال
- وبلاگ امین فولادی
- ورود ممنوع
- یک قلب میتپد
- یک معمار
- یک دختر نسبتا خوشبخت
- یادداشتهای یک دختر ترشیده
- کوچه گمشده
- کوتلاس
- کوتهنوشت
- کودکش لاس وگاسی
- کاهو سکنجبین
- کاساندرا
- کدئین
- گلابتون و حوضش
- گیس طلا
- گامهای کوتاه
- گاربینو
- گزاره نما
- پسر فهمیده
- آری بابا در سرزمین عجایب
- آزمایشگاه رباتیک
- آشوک
- افاضات
- اينجا ميتونه يه خونه باشه
- اینجا دانشگاه … صدای من
- ایستگاه مینیبوس
- ایستگاه اتوبوس
- احساس چگونگی مزمن
- ادامه داریم
- از زندگی
- اسپايدرمرد
- بچه ام میخواد بزرگ شه
- باران تابستانی
- بدون نوشابه بدون سس
- توهمنامه
- تب 40 درجه
- تریلوژی
- جوجو
- حرفهای یک پنجاه و چهاری
- خواب بزرگ
- خیال
- خاطرات یه ماه زده
- خراب آباد
- دل نامه
- دلتنگ دلتنگیهای آسمان
- دو نفر
- دخترک اوریجینال
- در اين مكان چلوكباب حرف اول را میزند
- دست نوشته
- ذهنیات من
- رازهای هستی
- زنبور گاوی
- زکی پدیا
- زبل خان
- سنجد
- ساعت مچی
- شرق 5
- عابر
- عصیان یک ژوکر
- غربتستان

لابد یکی دیگه خونه بوده..!!
- آقای فلانی هستند؟
- نه، بیا تو!
[در مورد سوراخ هایی که در تصویر دیده خواهد شد دیگه حرفی نمی زنم!]
خدارو شکر سوراخهای دماغش معلوم بوده فقط!
اتفاقا چون آقاتون نیست اومدیم!
D: برای پست و
) برای کامنت opiums
زیر تصویر(!) هم وقت صحبت انگشت تو دهنشون می کنن که صداشون اون “فی قلوبهم مرض” رو به هوس نندازه خدای نکرده، زبونم لال.
ینی تنهایی خوشگله؟
( یک منحرف)
خوبه نگفت اربابمون!
روز قيامت در همون دو عدد سوراخ دماغ گرز آتيشين و سيخ سرخ داغ فرو ميكنن كه چرا اين ناحيه ي زيبا رو در معرض ديد نامحرم قرار دادي
حالا هي بيا و بگو اينها دو تا سوراخ دماغ بودن! كسي گوشش بدهكار نيست
سوراخ سوراخ است آقا!
آخ دیدی چی شد! صداش تحریکم کرد!
گاهی هم ابروهای پاچه بزی!
علی: =))
(خیلی زور داره به جای پست، برای کامنت کامنت بذارن نه؟D: )
یحتمل
سوراخ های منزل
به نسيم: عزت مزيد امتنان! D:
(كلا پست تراموا رو بي خيال! اينجا جون ميده واسه احوالپرسي از هم! خوبي تو؟ D:)
یکی هم حال منو بپرسه!
سیبیلاش نره تو چشمت
ای ول داری …
به چه نکات جالبی توجه می کنی
قصد مزاحمت نداشتم اومدم یه دقیقه بهتون تجاوز کنم برم
چه خوب.پس در باز و کن شیطون
مخلص علی! من که خوبم تو چه طوری؟
یه کارایی قرار بود بکنی درس و اینا انگار، در چه حاله؟
آقا این قالب وبلاگت خیلی خوب باز میشه دمت گرم ولی همونطور که در جریانی خیلی هم زاغارته، یه فکری بکن…
آره … اون سر و دل هم ….
در مورد بازی وبلاگی و …
(خوبی ترام؟D: )
بیتربیت!
قربانت منم خوبم!
) ….تراموا جان شما خوبي؟) D:
آره برنامه ي مازوخيسميم به قوت و قدرت خودش باقيه!
در طول روز دهن خودمو سرويس ميكنم تا جايي كه بتونم D:
بابا ميترسم باز قالبمو دست بزنم يه بلايي سرش بياد
اين پرشين ديگه پرشين سابق نيست از وقتي هك شده خيلي ناز و ادا در مياره!
تو چه كارا ميكني اوضاع درس و دانشگاه رو به راهه؟
(چه كيفي ميده چت توي كامنتدوني ملت D:! اين مدليشو ديگه تا حالا نديده بودم والا
با شما هم هستما… ببند نیشتو!
منزل کافیه … آقاتونو بی خیال..
علی: خدایی فکر نمی کردم بیای ببینی جوابمو! ایول و اینا!
)
اوضاع درس و دانشگاه خوب می باشد… ولی برای ادامه کمی سر در گمیم.
تو که در طول روز پدر خودتو در میاری، این همه دو نقطه دی از کجا میاری شبا؟ هان هان؟ D:
ترام: حسودی نکن خوب نیست. P:
نسيم: ما هميشه همه ي جوانب وبلاگستان را زير نظر داريم (-B
سردرگم چرا؟ خواستگار و ازدواج و اينا؟؟ D:
مگه ميشه آدم اعتيادش به نت رو از دست بده؟ در اوج برنامه ريزيهاي خفن هم هستيم در خدمت اسلام و مسلمين D:
تا وقتي تراموا اين پست رو نفرستاده به آرشيو ميشه اينجا حسابي چاق سلامتي كرد
تراموا جان غريبي نكن مادر بيا تو دم در بده
بيا تو محفل بي رياست D:
محفل شما که بیریاست، ما خودمون یه کم ریا تو کارمون بود گفتیم مزاحم نشیم!
ادامه ی درسو میگم علی جان. خواستگار که سردر گمی نداره (آره؟)
)
اعتیاد به نت چه ربطی به D: داره؟ آدم خسته باشه میاد غر می زنه.
چرا ترام جواب نمیده؟ اینطوری بدون مزاحمت که مزه نمیده چاق سلامتی
مراحمید قربان
نه ترام! تو هم مزاحم شو! D:
بعدم یه کم یواش تر آپ کن، محفلمون نره (ماده س) تو آرشیو. باچه؟
شما نگران نباش؛ کامنتدونیش همیشه بازه
آهااااااااان! خب نسيم من چون ذهنم كلا منحرفه به سمت از دواج و اين صوبتا گفتم نكنه واسه اون سردرگم شدي p:
حالا غصه نخور
مشخصات سرت رو بده با تراموا ميگرديم پيداش ميكنيم D:
تراموا من ميخوام اسم حقيقيتو صدا كنم تراموا به كيبرد نمي چرخه! اجازه ميدي يا بي اجازه اين كارو بكنم؟ D:
همون بیاجازه این کار رو بکن!
به کیبورد نمی چرخه!
))))
ترام: می دونم… سخت میشه ولی!
من از بچگي عاشق اين بودم كه كارا رو بدون اجازه انجام بدم وحيد جون D:
) D:
حالا خيلي عصباني نشو اينجا محفل خصوصي شده جز خودمون سه تا كسي نمياد و نمي بينه و اسمت لو نميره D:
راستي تو نميخواي دو تا چايي برامون بياري؟
بابا ناسلامتي من و نسيم تو كامنتدوني تو مهمونيما! يه كم پذيرايي كن ازمون!
ببينم پيژامه نداري بهمون بدي؟
فعلا این آلپاچینو رو بخورید (نسیم هم خیلی دوس داره!) تا من برم یه زیرشلواریای چیزی براتون پیدا کنم بیام!
ترام: آره من دوس دارم! D: نشون میده رو نوشته های من تسلط داریا! (توهمات)
علی: خب می گفتی… دیگه چه خبر؟(حرفشون تموم شد دوباره شد دیگه چه خبر و حالا چه خبر و امروز چه خبر و چه می کنی و اینا!)
اگه حرف ندارید با هم بزنین پاشید برید سر خونه زندگی خودتون، ما رو هم علاف نکنید!
خدایی حال نمیده پا میشی میای یه جایی رو چک می کنی که هیشکی نمیاد، بعد همه شم چیز میزِ جدید نوشته؟
ترام شما چه خبر؟ آب و هوای یونی تون چه طوره؟
اصلا آب و هوای خوبی نداره این روزها… همهجا بوی توت میاد و من شدیدا بدم میاد!
این عکس مزخرف بدرنگ چیه میاد کنار کامنتای من؟
ابتکار وردپرسه
خبري نيست نسيم جان. همه چي امن و امانه. از چراغوني پارسال چه خبر؟ D:
اون خواهر كوچيكه ات كه عاشقت بود اسمش چي بود؟ حالش خوبه؟ سلام برسون p:
اين زير شلواري كه وحيد آورده برات چقدر بهت مياد!
چه خوشگل شدي امشب D:
وحيد جون تو چطوري بابا؟ خب به نسيم بگو تو دانشگاهتون وزيدن كنه بوي توت رو از بين ببره! بالاخره رفيق به درد همين روزا ميخوره ديگه!
اتفاقا خودش هم میوزه ولی اوضاع رو بدتر میکنه!
اولین باره که می یام اینجا. خیلی توپ بود. کلی خندیدیم با رفقا.