روزی که ما را در باغ وحش به هم نشان میدهند و به جای گاوداری، آدمداری میسازند و به ما آموزش میدهند که وقتی توپ را پرتاب کردند، برایشان بیاوریم و هر وقت حوصلهشان سر رفت ما را فشار دهند و لهمان کنند و آب از بدنمان بیرون ریزد تا برایشان «عر عر» کنیم!
باغآدم
می 14, 2008 بدست تراموا
ارسال شده در عرفان و ژانگولر | تا کنون 15 نظر داده شده
15 نظر
يك پاسخ برايش بگذاريد
گوگل ریدر- کلیه و دمبه زبلخان
- "کامرانهومن یه چیزیئه مثل گربهسگ."- خودم Farbud
- بیا بریم دکان خیاطیمان را راه بیندازیم kavehpix
- نخست وزير امام فانی
- نغمههای ماشينتحرير - سه Old Fashion
- هوا بس ناجوانمردانه آلوده است خرمردرند
- خاطرات گسسته درویش
آرشیو
خودم
دوستان
- Be Yourself
- DEAD MAN
- Diis.ignotis
- Doggy Headache
- H O R I Z O N
- hArd Abusive
- Inner Imago
- J.O.Z.E.P.H
- My Minimal Mind
- My View
- Opium
- orange juice
- POPCORN
- R2
- قاووت
- قرمه سبزی
- قره قوروت
- من و خودم
- من، شب و خورشید
- مهرناز مصباح
- مینیمالهای من
- مینیمالیست خوابزده
- مایری لند
- مریم اینا
- مسیح بر کوه زیتون
- مطلع فرح عالم
- نقطه ته خط
- چند قدم نزدیکتر به خدا
- چند روایت معتبر
- نوید بدون روتوش
- نوشتههای یک برنامهنویس
- نوشتههایی برای هیچ
- نيم تنه
- نیروانا
- ناردونه
- هویج
- وقفهای بود میان دو سفر
- وقتی میخوای زن نگیری
- ویارهای پسری آبستن
- وب 2
- وبنوشتههای کمال
- وبلاگ امین فولادی
- ورود ممنوع
- یک قلب میتپد
- یک معمار
- یک دختر نسبتا خوشبخت
- یادداشتهای یک دختر ترشیده
- کوچه گمشده
- کوتلاس
- کوتهنوشت
- کودکش لاس وگاسی
- کاهو سکنجبین
- کاساندرا
- کدئین
- گلابتون و حوضش
- گیس طلا
- گامهای کوتاه
- گاربینو
- گزاره نما
- پسر فهمیده
- آری بابا در سرزمین عجایب
- آزمایشگاه رباتیک
- آشوک
- افاضات
- اينجا ميتونه يه خونه باشه
- اینجا دانشگاه … صدای من
- ایستگاه مینیبوس
- ایستگاه اتوبوس
- احساس چگونگی مزمن
- ادامه داریم
- از زندگی
- اسپايدرمرد
- بچه ام میخواد بزرگ شه
- باران تابستانی
- بدون نوشابه بدون سس
- توهمنامه
- تب 40 درجه
- تریلوژی
- جوجو
- حرفهای یک پنجاه و چهاری
- خواب بزرگ
- خیال
- خاطرات یه ماه زده
- خراب آباد
- دل نامه
- دلتنگ دلتنگیهای آسمان
- دو نفر
- دخترک اوریجینال
- در اين مكان چلوكباب حرف اول را میزند
- دست نوشته
- ذهنیات من
- رازهای هستی
- زنبور گاوی
- زکی پدیا
- زبل خان
- سنجد
- ساعت مچی
- شرق 5
- عابر
- عصیان یک ژوکر
- غربتستان

ذهن خطرناکی داری ها..!!!
چقد خوش بگذره
یعنی به همینجا ختم میشه یا حرکات ژانگولر دیگه ای هم باید انجام بدیم ؟
مگه وقتی فشارمون می دن آب از بدنمون بیرون میریزه؟!
کیا این کار ها رو با شما آدم ها انجام می دن؟؟!
بععععععععععععععع!
ینی خودتو جز آدما حساب کردی الان؟
ها نداره کره خر .. به عرعرت ادامه بده..
یعنی اون روز همین امروز نیست؟
139..
عجبا…!!!
خوب هم هست
فک کن…
نه دیگه اونجوری که نمیشه فک کرد
.
ولی یه چیزی حال میداد
اینکه تو بتونی فک کنی وسط اون همه آدم بدون عقل و هیچکس ندونه..
مثل کوری ساراماگو
خیلی لذت میداد
هر غلطی میخواستی میکردی میزدی به حساب بی عقلی و اینا
.
ولی خودمونیم کلی سخت بود بین یه عالمه بی شعور زیستن و ..
.
الان که فک میکنم سخت هم نیست. نه که الان تو شعور رو عقلانیت موج میزنیم؟!!
.
نمی دونم
ارادت..
شبا شام سبک بخور
تاريخ نشان داده انقلاب حيوانات به شكست مي انجامد!
ای خدا یعنی میشه من اون روز رو ببینم…؟
حالا خدا كنه اونجا ديگه زنونه مردونه سوا نباشه
به اميد آن روز!
توصیف جالبی از زمان حال بود!