- چقدر میشه؟
- پونصد تومن.
- من همیشه این مسیر رو میام، میشه چهارصد!
[چرا میپرسی پس؟!]
تاکسینشینی
می 18, 2008 بدست تراموا
ارسال شده در ایران و ایرانی | تا کنون 18 نظر داده شده
18 نظر
يك پاسخ برايش بگذاريد
گوگل ریدر- mrarmand: گوگل ترانسلیت، «ناطق نوری» رو «اپتیکال اسپیکر» ترجمه میکنه :) (author unknown)
- این هم از شبانه های ما SunWalker
- همینجا امید
- کاریکاتور نویسنده
- اینکه در دولت ما ولادت امام هشتم مصادف شده با هشتِ هشتِ هشتاد تنبل تنپلول
- 532 Pooria
- جند الله Artless
آرشیو
خودم
دوستان
- 1988
- Be Yourself
- DEAD MAN
- Diis.ignotis
- Doggy Headache
- H O R I Z O N
- hArd Abusive
- Inner Imago
- J.O.Z.E.P.H
- My Minimal Mind
- My View
- Opium
- orange juice
- POPCORN
- R2
- قاووت
- قرمه سبزی
- قره قوروت
- من و خودم
- من و خودم، دوتایی…
- من، شب و خورشید
- مهرناز مصباح
- مینیمالهای من
- مینیمالیست خوابزده
- میکسر
- مایری لند
- مریم اینا
- مرحومه مغفوره
- مسیح بر کوه زیتون
- مطلع فرح عالم
- نقطه ته خط
- چند قدم نزدیکتر به خدا
- چند روایت معتبر
- نوید بدون روتوش
- نوشتههای یک برنامهنویس
- نوشتههایی برای هیچ
- نيم تنه
- نیروانا
- ناردونه
- هویج
- وقفهای بود میان دو سفر
- وقتی میخوای زن نگیری
- ویارهای پسری آبستن
- وب 2
- وبنوشتههای کمال
- وبلاگ امین فولادی
- ورود ممنوع
- یک قلب میتپد
- یک معمار
- یک دختر نسبتا خوشبخت
- یادداشت های شازه
- یادداشتهای یک دختر ترشیده
- کوچه گمشده
- کوتلاس
- کوتهنوشت
- کودکانه های زندگی من
- کودکش لاس وگاسی
- کاهو سکنجبین
- کاساندرا
- کدئین
- گلیمچه
- گلابتون و حوضش
- گیس طلا
- گامهای کوتاه
- گاربینو
- گزاره نما
- پسر فهمیده
- آری بابا در سرزمین عجایب
- آزمایشگاه رباتیک
- آشوک
- افاضات
- اينجا ميتونه يه خونه باشه
- اینجا دانشگاه … صدای من
- ایستگاه مینیبوس
- ایستگاه اتوبوس
- احساس چگونگی مزمن
- ادامه داریم
- از زندگی
- اسپايدرمرد
- بچه ام میخواد بزرگ شه
- باران تابستانی
- بدون نوشابه بدون سس
- توهمنامه
- تب 40 درجه
- تحفه الشمس
- تریلوژی
- تصويرهای ذهنی يک خيال پرداز
- جوجو
- حرفهای یک پنجاه و چهاری
- خواب بزرگ
- خیال
- خاطرات یه ماه زده
- خراب آباد
- دل نامه
- دلتنگ دلتنگیهای آسمان
- دو نفر
- دخترک اوریجینال
- در اين مكان چلوكباب حرف اول را میزند
- دست نوشته
- ذهنیات من
- رازهای هستی
- رازهای هستی
- زنبور گاوی
- زکی پدیا
- زبل خان
- سنجد
- ساعت مچی
- شِشکوفسکی
- شرق 5
- عابر
- عصیان یک ژوکر
- غربتستان

احتمالا” مریضه که میپرسه..!!
شاید فکر می کنه کمتر بشه خب …
این راننده تاکسیا خیلی پررو ان :دی
همیشه یعنی تا دفعه قبل .. فردا که برسه ، همین دفعه هم باز می شه دفعه قبل … پس نتیجه می گیریم زیاد زور نزن .. بده بره .. کلا تو دادن همه چی اینجوری باش فرزندم …
خوب
منتظره بشنوه سیصد و پنجاه تومن.
كرم داره!
تقصیر ا.ح.م.د.ی. .ن.ژ.ا.ده ! چون هیچ نرخی ثابت نیست. آنی تغییر میکنه.مردم هم دچار “شک دکارتی” هستند.
خب راست میگه بنده خدا
خواست تعارف کنه.
راننده بی جنبه بود.
اون یه چیزی گفت حالا تو خودتو ناراحت نکن!
احتمالا عالمی فرزانه بودن راننده تاکسی ..در این راستا که چو دانی و پرسی سوالت خطاست
واقعا این چند روزه نرخا عجیب رفته بالا…همه چی..حتی آب معدنی!
اصولاً مثل بعضيا كه بچه تهرونن بعضي ها هم هميشه يه مسير رو با يه قيمت ديگه اي مي رن!
خب شاید راننده اخرین باری که تو این خط مسافر زده دو سال پیش بوده و کرایه اش هم سیصد تومن بوده..!
[...] تاکسینشینی « تراموا (۱۱) [...]
خیلی باحال بود…اصولا ما ایرانی ها اخر ملتهای شریفی هستیم
به قول سعدی :
چو دانی وپرسی سوالت خطاست
لاپا لاپااا