برای دیدن نزدیکی دو خط موازی کافیه که یه جای دنج براشون فراهم کنی و بعد هم…!
غافلگیری
می 25, 2008 بدست تراموا
ارسال شده در عرفان و ژانگولر | تا کنون 17 نظر داده شده
17 نظر
يك پاسخ برايش بگذاريد
گوگل ریدر- کلیه و دمبه زبلخان
- "کامرانهومن یه چیزیئه مثل گربهسگ."- خودم Farbud
- بیا بریم دکان خیاطیمان را راه بیندازیم kavehpix
- نخست وزير امام فانی
- نغمههای ماشينتحرير - سه Old Fashion
- هوا بس ناجوانمردانه آلوده است خرمردرند
- خاطرات گسسته درویش
آرشیو
خودم
دوستان
- Be Yourself
- DEAD MAN
- Diis.ignotis
- Doggy Headache
- H O R I Z O N
- hArd Abusive
- Inner Imago
- J.O.Z.E.P.H
- My Minimal Mind
- My View
- Opium
- orange juice
- POPCORN
- R2
- قاووت
- قرمه سبزی
- قره قوروت
- من و خودم
- من، شب و خورشید
- مهرناز مصباح
- مینیمالهای من
- مینیمالیست خوابزده
- مایری لند
- مریم اینا
- مسیح بر کوه زیتون
- مطلع فرح عالم
- نقطه ته خط
- چند قدم نزدیکتر به خدا
- چند روایت معتبر
- نوید بدون روتوش
- نوشتههای یک برنامهنویس
- نوشتههایی برای هیچ
- نيم تنه
- نیروانا
- ناردونه
- هویج
- وقفهای بود میان دو سفر
- وقتی میخوای زن نگیری
- ویارهای پسری آبستن
- وب 2
- وبنوشتههای کمال
- وبلاگ امین فولادی
- ورود ممنوع
- یک قلب میتپد
- یک معمار
- یک دختر نسبتا خوشبخت
- یادداشتهای یک دختر ترشیده
- کوچه گمشده
- کوتلاس
- کوتهنوشت
- کودکش لاس وگاسی
- کاهو سکنجبین
- کاساندرا
- کدئین
- گلابتون و حوضش
- گیس طلا
- گامهای کوتاه
- گاربینو
- گزاره نما
- پسر فهمیده
- آری بابا در سرزمین عجایب
- آزمایشگاه رباتیک
- آشوک
- افاضات
- اينجا ميتونه يه خونه باشه
- اینجا دانشگاه … صدای من
- ایستگاه مینیبوس
- ایستگاه اتوبوس
- احساس چگونگی مزمن
- ادامه داریم
- از زندگی
- اسپايدرمرد
- بچه ام میخواد بزرگ شه
- باران تابستانی
- بدون نوشابه بدون سس
- توهمنامه
- تب 40 درجه
- تریلوژی
- جوجو
- حرفهای یک پنجاه و چهاری
- خواب بزرگ
- خیال
- خاطرات یه ماه زده
- خراب آباد
- دل نامه
- دلتنگ دلتنگیهای آسمان
- دو نفر
- دخترک اوریجینال
- در اين مكان چلوكباب حرف اول را میزند
- دست نوشته
- ذهنیات من
- رازهای هستی
- زنبور گاوی
- زکی پدیا
- زبل خان
- سنجد
- ساعت مچی
- شرق 5
- عابر
- عصیان یک ژوکر
- غربتستان

فک کنم باید خودتم غایم شی
حالا تو بی نهایت جای دنج از کجا بیاریم؟
قول می دی؟…
نه خیلی ام عجیب نی
حالا کیا رو دیدی؟ ( یک خاله زنک)D:
چراغا رو خاموش کنی
تصورت چقدر درست بود در موردشون؟D:
پس چرا هیچ وقت این گاردریل های کنار اتوبان به هم نمیرسن؟ حتی ساعت دو نصفه شب!
اون دو نفر هم تو جای دنج بودند..؟؟!!!؟؟؟
منم همه این سوال بالایی ها یهو باهم اومد تو مزغم (یعنی مغزم)…
جواب می ده یعنی؟
تضمین شده است؟
اگه تضمین شده هست بریم دنبال جای دنج بگردیم که پیدا کردنش کاریست بسیار سخت
و شایدم کار اشتباهی باشه….(دیدن دوستان مجازی)
در ضمن چرا دو خط موازی؟؟؟؟؟؟
دونفر دیگه نه، دونفر فقط یدونست D:
شما را لینک کردم
به اعتقاد من بهتر است این گونه مسائل محرح نشود
جناب سرهنگ ذاره ای
اره اولش ادم يه كم جا ميخوره سالها يكي رو اونجوري كه دوست داشته تصور كرده حالا يه جور ديگه است!
دست رو همه جای دلم نذاااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااار