نوجوان سیزدهساله، کامپیوتر را بسیار بلد است و مامورین امنیتی یک جای خوف به شدت در تعقیب او هستند اما او به کمک دوستانش از دست ماموران احمق میگریزد.
گوگل ریدر- کلیه و دمبه زبلخان
- "کامرانهومن یه چیزیئه مثل گربهسگ."- خودم Farbud
- بیا بریم دکان خیاطیمان را راه بیندازیم kavehpix
- نخست وزير امام فانی
- نغمههای ماشينتحرير - سه Old Fashion
- هوا بس ناجوانمردانه آلوده است خرمردرند
- خاطرات گسسته درویش
آرشیو
خودم
دوستان
- Be Yourself
- DEAD MAN
- Diis.ignotis
- Doggy Headache
- H O R I Z O N
- hArd Abusive
- Inner Imago
- J.O.Z.E.P.H
- My Minimal Mind
- My View
- Opium
- orange juice
- POPCORN
- R2
- قاووت
- قرمه سبزی
- قره قوروت
- من و خودم
- من، شب و خورشید
- مهرناز مصباح
- مینیمالهای من
- مینیمالیست خوابزده
- مایری لند
- مریم اینا
- مسیح بر کوه زیتون
- مطلع فرح عالم
- نقطه ته خط
- چند قدم نزدیکتر به خدا
- چند روایت معتبر
- نوید بدون روتوش
- نوشتههای یک برنامهنویس
- نوشتههایی برای هیچ
- نيم تنه
- نیروانا
- ناردونه
- هویج
- وقفهای بود میان دو سفر
- وقتی میخوای زن نگیری
- ویارهای پسری آبستن
- وب 2
- وبنوشتههای کمال
- وبلاگ امین فولادی
- ورود ممنوع
- یک قلب میتپد
- یک معمار
- یک دختر نسبتا خوشبخت
- یادداشتهای یک دختر ترشیده
- کوچه گمشده
- کوتلاس
- کوتهنوشت
- کودکش لاس وگاسی
- کاهو سکنجبین
- کاساندرا
- کدئین
- گلابتون و حوضش
- گیس طلا
- گامهای کوتاه
- گاربینو
- گزاره نما
- پسر فهمیده
- آری بابا در سرزمین عجایب
- آزمایشگاه رباتیک
- آشوک
- افاضات
- اينجا ميتونه يه خونه باشه
- اینجا دانشگاه … صدای من
- ایستگاه مینیبوس
- ایستگاه اتوبوس
- احساس چگونگی مزمن
- ادامه داریم
- از زندگی
- اسپايدرمرد
- بچه ام میخواد بزرگ شه
- باران تابستانی
- بدون نوشابه بدون سس
- توهمنامه
- تب 40 درجه
- تریلوژی
- جوجو
- حرفهای یک پنجاه و چهاری
- خواب بزرگ
- خیال
- خاطرات یه ماه زده
- خراب آباد
- دل نامه
- دلتنگ دلتنگیهای آسمان
- دو نفر
- دخترک اوریجینال
- در اين مكان چلوكباب حرف اول را میزند
- دست نوشته
- ذهنیات من
- رازهای هستی
- زنبور گاوی
- زکی پدیا
- زبل خان
- سنجد
- ساعت مچی
- شرق 5
- عابر
- عصیان یک ژوکر
- غربتستان

ودر همان لحظه پرده کنار می رود و چهره دختر و پسری نمایان میشود که در حال عقد کردن هستند.
و حا جا غا پسر را شفاعت نمونه تیتراژ پخش می شود.
خوب بعدش……………… (لبخند*2)
شهدای بایرن مونیخ
ناگهان نوجوان سیزده ساله جو گیر می شود می رود زیر تانک خود را منفجر می کند و فرمانده اش هم آخر فیلم ازدواج می کند!
این چی بود؟؟!
پس زنه کو ؟! همونی که همیشه پاش در میونه !
احیانا رهبر ما همین نوجوان سینزده ساله نیست؟
jomle xabari bood ya soali ??
یه مشت احمق هم میشینن این فیلمو نیگاه میکنن..!!!
این پسره ویندوز هم عوض میکنه…؟؟؟!!
کامنت شماره ی 9 خدا بود!
)
اگه راست میگی از جاهای سان.سوریش بگو
تمام فيلمها و برنامه هاي تلوزيون همين جوري است.
بعد از 2 ساعت تماشا آخر ميفهمي مسئولين صدا و سيما تو را احمق فرض كردند.
من كه از تلويريون فقط براي تماشاي فوتبال استفاده ميكنم وگرنه اعصابم بهم ميريزه.