اون دست قشنگه رو بزن…
دست دست
جولای 5, 2008 بدست تراموا
ارسال شده در تفریحات سالم | تا کنون 24 نظر داده شده
24 نظر
يك پاسخ برايش بگذاريد
گوگل ریدر- آواز دهل nirvanah
- مرد جان به لب رسیده را چه نامند ؟ alitajadod
- متن حرفهای رمضانزاده قبل از دستگیر شدن آق بهمن
- نغمههای ماشينتحرير - يازده Old Fashion
- 316 شِشکوفسکی
- کلیه و دمبه زبلخان
- "کامرانهومن یه چیزیئه مثل گربهسگ."- خودم Farbud
آرشیو
خودم
دوستان
- Be Yourself
- DEAD MAN
- Diis.ignotis
- Doggy Headache
- H O R I Z O N
- hArd Abusive
- Inner Imago
- J.O.Z.E.P.H
- My Minimal Mind
- My View
- Opium
- orange juice
- POPCORN
- R2
- قاووت
- قرمه سبزی
- قره قوروت
- من و خودم
- من، شب و خورشید
- مهرناز مصباح
- مینیمالهای من
- مینیمالیست خوابزده
- مایری لند
- مریم اینا
- مسیح بر کوه زیتون
- مطلع فرح عالم
- نقطه ته خط
- چند قدم نزدیکتر به خدا
- چند روایت معتبر
- نوید بدون روتوش
- نوشتههای یک برنامهنویس
- نوشتههایی برای هیچ
- نيم تنه
- نیروانا
- ناردونه
- هویج
- وقفهای بود میان دو سفر
- وقتی میخوای زن نگیری
- ویارهای پسری آبستن
- وب 2
- وبنوشتههای کمال
- وبلاگ امین فولادی
- ورود ممنوع
- یک قلب میتپد
- یک معمار
- یک دختر نسبتا خوشبخت
- یادداشتهای یک دختر ترشیده
- کوچه گمشده
- کوتلاس
- کوتهنوشت
- کودکش لاس وگاسی
- کاهو سکنجبین
- کاساندرا
- کدئین
- گلابتون و حوضش
- گیس طلا
- گامهای کوتاه
- گاربینو
- گزاره نما
- پسر فهمیده
- آری بابا در سرزمین عجایب
- آزمایشگاه رباتیک
- آشوک
- افاضات
- اينجا ميتونه يه خونه باشه
- اینجا دانشگاه … صدای من
- ایستگاه مینیبوس
- ایستگاه اتوبوس
- احساس چگونگی مزمن
- ادامه داریم
- از زندگی
- اسپايدرمرد
- بچه ام میخواد بزرگ شه
- باران تابستانی
- بدون نوشابه بدون سس
- توهمنامه
- تب 40 درجه
- تریلوژی
- جوجو
- حرفهای یک پنجاه و چهاری
- خواب بزرگ
- خیال
- خاطرات یه ماه زده
- خراب آباد
- دل نامه
- دلتنگ دلتنگیهای آسمان
- دو نفر
- دخترک اوریجینال
- در اين مكان چلوكباب حرف اول را میزند
- دست نوشته
- ذهنیات من
- رازهای هستی
- زنبور گاوی
- زکی پدیا
- زبل خان
- سنجد
- ساعت مچی
- شرق 5
- عابر
- عصیان یک ژوکر
- غربتستان

آقا به شما لینک دادم
نبینم فقط تماشاچی باشیا!
حالا یه صلوات محمدی پسند بفرست…
حالا پااااا پااااااا!
(منتهي شدن مجلس به س..ك..س پارتي)
دَس دَس…
حالا دَس دَس دََددددددس..
خانومم شما! درست دست بزن!
آره عزیزم، همین شما یی که چادرت تو دهنته! چادرتو در بیار دست بزن…
دستا شلـــــــه!!
حاجی دست بزن جون بچّت
تکون نه! فقط دس…
آها دَددددددس…
شما آقا!
شله! دَس دَس…
شله به امام زمان!
دَس دَس دَددددددددس…
اوووووووووه! اوه اوه اوه!
حالا بیا وسط… آ ماشالا !!
آقا این دوتا پست پایینتر چیه گذاشتین؟:) ما مسافرت بودیم با gprs موبایل برادر گرامی اومدم بخونمتون پاک آبروم رفت! گفتن این بی تربیتی ها چیه میخونی؟ منم اون وسط از خنده مرده بودم !
)
من ؟؟! با من بودی ؟؟! چی رو بزنم ؟؟ دس چیه ؟؟!
این کمره یا فنره؟
قرش بده نخشکه!
آخه عینکم میفته!
میوه رو ول کن …
به جون بچم دستم بنده! آخه دستبنده!
shole
جيگرتو
تو خوب بودي بهتر شدي؟
در مورد مرگ آگاهی:
پست میذاری، مخ آدم رو تاب می دی؛ بعد کامنت دونی رو می بندی که فحشت ندیم؟ دهن زبل خانو سرویس!
هر کی هر کار بلده ….
تکبیر !
ایشالا که از فربد پیچونده نشده…!
دست قشنگه؟ مگه دست زشت هم داریم؟ همه ی دستها قشنگن…. حالا بزن…..
کامنتدونی بالا رو چرا بستی؟مگه نمیدونی من همه جا باید اظهار نظر کنم؟!
مطلب کامنت بعدیت بهم بد جوری چسبید
دلم خواست با اینا همه وقتی که دارم و احساس میکنم ندارم، کارایی که گفته بود را یه روز بکنم…
منظورم از کامنت، پست بود!!!
حسي شبيه مرام كشتگي سراپاي وجودمان را فرا گرفته است!
صد و بيست سال زنده باشي جوون!
بلككم بيششششششتر!
باشه، ولی به چی بزنم دستمو اونوقت!