دو چيز انتها ندارد: زن اکبرآقا و پهنهی کهکشانها؛ که البته در مورد کهکشانها مطمئن نيستم.
اکبرجوجهی اصلی
سپتامبر 4, 2008 بدست تراموا
ارسال شده در رذایل اخلاقی | تا کنون 27 نظر داده شده
27 نظر
يك پاسخ برايش بگذاريد
گوگل ریدر- _l_: روز جمعه حدود ده و نیم میلیون نفر در نماز جمعه شرکت کرده بودند (دروغ میگم؟! مگه میشه ده ملیون نفر دروغ گفت؟!) (author unknown)
- یکشنبه؛ برنامه مجوزدار حامیان موسوی و کروبی در شیراز آق بهمن
- آواز دهل nirvanah
- مرد جان به لب رسیده را چه نامند ؟ alitajadod
- متن حرفهای رمضانزاده قبل از دستگیر شدن آق بهمن
- نغمههای ماشينتحرير - يازده Old Fashion
- 316 شِشکوفسکی
آرشیو
خودم
دوستان
- Be Yourself
- DEAD MAN
- Diis.ignotis
- Doggy Headache
- H O R I Z O N
- hArd Abusive
- Inner Imago
- J.O.Z.E.P.H
- My Minimal Mind
- My View
- Opium
- orange juice
- POPCORN
- R2
- قاووت
- قرمه سبزی
- قره قوروت
- من و خودم
- من، شب و خورشید
- مهرناز مصباح
- مینیمالهای من
- مینیمالیست خوابزده
- مایری لند
- مریم اینا
- مسیح بر کوه زیتون
- مطلع فرح عالم
- نقطه ته خط
- چند قدم نزدیکتر به خدا
- چند روایت معتبر
- نوید بدون روتوش
- نوشتههای یک برنامهنویس
- نوشتههایی برای هیچ
- نيم تنه
- نیروانا
- ناردونه
- هویج
- وقفهای بود میان دو سفر
- وقتی میخوای زن نگیری
- ویارهای پسری آبستن
- وب 2
- وبنوشتههای کمال
- وبلاگ امین فولادی
- ورود ممنوع
- یک قلب میتپد
- یک معمار
- یک دختر نسبتا خوشبخت
- یادداشتهای یک دختر ترشیده
- کوچه گمشده
- کوتلاس
- کوتهنوشت
- کودکش لاس وگاسی
- کاهو سکنجبین
- کاساندرا
- کدئین
- گلابتون و حوضش
- گیس طلا
- گامهای کوتاه
- گاربینو
- گزاره نما
- پسر فهمیده
- آری بابا در سرزمین عجایب
- آزمایشگاه رباتیک
- آشوک
- افاضات
- اينجا ميتونه يه خونه باشه
- اینجا دانشگاه … صدای من
- ایستگاه مینیبوس
- ایستگاه اتوبوس
- احساس چگونگی مزمن
- ادامه داریم
- از زندگی
- اسپايدرمرد
- بچه ام میخواد بزرگ شه
- باران تابستانی
- بدون نوشابه بدون سس
- توهمنامه
- تب 40 درجه
- تریلوژی
- جوجو
- حرفهای یک پنجاه و چهاری
- خواب بزرگ
- خیال
- خاطرات یه ماه زده
- خراب آباد
- دل نامه
- دلتنگ دلتنگیهای آسمان
- دو نفر
- دخترک اوریجینال
- در اين مكان چلوكباب حرف اول را میزند
- دست نوشته
- ذهنیات من
- رازهای هستی
- زنبور گاوی
- زکی پدیا
- زبل خان
- سنجد
- ساعت مچی
- شرق 5
- عابر
- عصیان یک ژوکر
- غربتستان

میبینم که در مورد زن اکبر آقا به واسطه ی امتحان و تجربه هیچ شکی نداری و به عین الیقین رسیدی!
کهکشانها رو هم همانند زن اکبر آقا تصور کنی می بینی که تمومی نداره
منم همینهایی که بقیه گفتن ..
کلی عقب موندم از پست هات .. نیستم ..
حلال کن حاج آقا .. احساس گناهی بش شگرف دارم از سرنزدن …
کارت به کجا رسیده ترام جدن متاسف شدم پسر
این ملت هم فقط منتظرن اسم زن یکی بیاد
اگه وبلاگ خوش آموزی داشته باشه که وبلاگ نیست
چن تا تاژ تو خونه باشه ضرر نداره.تاژو بعضی وختا جعبه ای میبرم.(گمونم اینم تمومی نداره)
خدا زیادشون کنه
فکر کنم زن اکبر آقا، اصغر آقا و عباس آقا همشون یه نفره!!
آقا این انتهاش از کدوم وره که نداره ؟؟…
بعد اونوخ چجوری نداره؟ تو خودت مطمئنی که نداره یا توام فقط شنفتی که نداره؟
اونوخ آقا میشه امتحان کرد که آدم خودش ببینه ؟ (آقا بی زحمت با این ذهنای منحرفتون فکر بد و برداشت بد نکنین بی زحمت چون باس دو ساعت توضیح بدم تازه معلوم نی که قضیرو بگیرین یا نگیرین، اونوخ هی می گیره ول می کنه، بد می شها…
)
تضمینیه حاجی؟…
سلام یک پست گذاشتم به سبک پستهای شما
سر بزنین اگه خوشتون اومد خب بهتره به مطلب لینک بدین
اگه خوشتون نیومد بگید حذفش کنم
ولی فکر کنم ابتکاری باشه برای خودش این پست نوشتن برای وبلاگهای دیگه
(چه میکنه این ابک!!!)
جوجه های اکبر آقا رو هروقت بشماری پاییزه
و ایضا قدرت کمر اکبر آقا !!!!!!
خب نداره دیگه! زوری که نیست؟
حالا چی شد «زن اکبر آقا» رو کردی نماد حماقت؟
انیشتین به روایت جدیده!
از چه نظر انتها ندارن؟
کهشان رو معلومه
اما زن اکبر آقا…
حدود 12 سال پیش، ما با یه دوست مرحومی، افتاده بود تو دهنمون که به این اکبر جوجه بگیم اصغر جن.ده! دلیلش به کنار، ولی من واقعا خوشحالم که بعد ازین همه مدت و یک نفر تلفات (!) یکی در تایید اون مکاشفه ی عرفانی ما مطلب نوشت!!
Baba darandegi0 barazandegi.vaghti resturane zanjirei dare baiad zane zanjireiam dashte bashe dg
بیچاره جوجه های اکبر اقا….
از لحاظ طولی می گین دیگه؟ یا عمقی؟
کپی رایت بای انیشتین
http://pulp-fiction.blogspot.com/2008/08/blog-post_17.html
کدومتون از اون یکی دزدی کرده بودین؟
چرا من مجبورم تراموا رو بخونم؟ :d
بعد چرا وقتی یه مدت نبودم و نوشته هارو نخوندم احساس میکنم باس معذرت بخوام؟ :d
اگر انتها داشت که اکبر آقا ورشکست میشد
درود
خواندم تو را
تو نيز مرا بخوان خوشحال مي شوم.
خجالت نمیکشی در یک پست، اون هم با فقط یک خط، هم به انیشتین گند میزنی هم به دایی جان ناپلئون؟
راستی، یه نگاه به کامنت 25 بنداز و با این پست مقایسه کن! خداییش از کدومش بیشتر کیفور شدی؟