بزرگترین بدعتی که در تاریخ اسلام گزاشته (ذ؟!) شده همانا درست کردن املت با رب گوجهفرنگی به جای گوجهفرنگی رندهشدهس.
اسلام انگلیسی
نوامبر 9, 2009 بدست تراموا
ارسال شده در سنت و مدرنیته | 17 دیدگاه
17 پاسخ
يك پاسخ برايش بگذاريد
گوگل ریدر- مدینه فاضله محسن رضاییسرزمین موج های آبی sibzaminikhorha
- غول aminfouladi
- انتظار 1 yenoghteyee@gmail.com (یه نقطهای)
- عشق اختیاری علی
- توطئه فیمینستها بر ضد دستگاه با فرار مرغی! (author unknown)
- Magenta - سازمان اطلاعات خر است! (author unknown)
- سه روز پیش SunWalker
آرشیو
خودم
دوستان
- 1988
- Be Yourself
- DEAD MAN
- Diis.ignotis
- Doggy Headache
- H O R I Z O N
- hArd Abusive
- Inner Imago
- J.O.Z.E.P.H
- My Minimal Mind
- My View
- Opium
- orange juice
- POPCORN
- R2
- قاووت
- قرمه سبزی
- قره قوروت
- من و خودم
- من و خودم، دوتایی…
- من، شب و خورشید
- مهرناز مصباح
- مینیمالهای من
- مینیمالیست خوابزده
- میکسر
- مایری لند
- مریم اینا
- مرحومه مغفوره
- مسیح بر کوه زیتون
- مطلع فرح عالم
- نقطه ته خط
- چند قدم نزدیکتر به خدا
- چند روایت معتبر
- نوید بدون روتوش
- نوشتههای یک برنامهنویس
- نوشتههایی برای هیچ
- نيم تنه
- نیروانا
- ناردونه
- هویج
- وقفهای بود میان دو سفر
- وقتی میخوای زن نگیری
- ویارهای پسری آبستن
- وب 2
- وبنوشتههای کمال
- وبلاگ امین فولادی
- ورود ممنوع
- یک قلب میتپد
- یک معمار
- یک دختر نسبتا خوشبخت
- یادداشت های شازه
- یادداشتهای یک دختر ترشیده
- کوچه گمشده
- کوتلاس
- کوتهنوشت
- کودکانه های زندگی من
- کودکش لاس وگاسی
- کاهو سکنجبین
- کاساندرا
- کدئین
- گلیمچه
- گلابتون و حوضش
- گیس طلا
- گامهای کوتاه
- گاربینو
- گزاره نما
- پسر فهمیده
- آری بابا در سرزمین عجایب
- آزمایشگاه رباتیک
- آشوک
- افاضات
- اينجا ميتونه يه خونه باشه
- اینجا دانشگاه … صدای من
- ایستگاه مینیبوس
- ایستگاه اتوبوس
- احساس چگونگی مزمن
- ادامه داریم
- از زندگی
- اسپايدرمرد
- بچه ام میخواد بزرگ شه
- باران تابستانی
- بدون نوشابه بدون سس
- توهمنامه
- تب 40 درجه
- تحفه الشمس
- تریلوژی
- تصويرهای ذهنی يک خيال پرداز
- جوجو
- حرفهای یک پنجاه و چهاری
- خواب بزرگ
- خیال
- خاطرات یه ماه زده
- خراب آباد
- دل نامه
- دلتنگ دلتنگیهای آسمان
- دو نفر
- دخترک اوریجینال
- در اين مكان چلوكباب حرف اول را میزند
- دست نوشته
- ذهنیات من
- رازهای هستی
- رازهای هستی
- زنبور گاوی
- زکی پدیا
- زبل خان
- سنجد
- ساعت مچی
- شِشکوفسکی
- شرق 5
- عابر
- عصیان یک ژوکر
- غربتستان

گذاشته.
خود رنده کردم هم بدعت بوده که تبدیل به قانون کردنش. گوجه رو باید با چاقو نگینی ریز کرد واسه املت اصیل.
چیکار کنیم اگه جفتش حال به هم زن باشن؟
شک داری با ذاله؟ :دی
اگه مثل سلف دانشگاه ما، رب بریزن، گوچه ی له شده هم توش بریزن، تو کدومشو نمیخوری؟!
وامصیبتا!؟ وامصیبتا!؟
اتفاقا امشب این بدعت به دست خودمان بر ما برفت .
همین کارا رو میکنن که ضریب نفوذ دین در جهان پایین میره!
تازه بزار اين طرح رو اجرا كنن،
يواش يواش جاي تخم مرغشم بايد احيانن تخماي ديگه بخوريم.
مگه از محله ي برو بچه هاي مهرورز بخريم.
(اسمایلی حال به هم خوردن)
آخه رب ؟؟؟ جدی ؟؟ ینی حتی منم که انقدر تمبل ام بازم هیچوقت چنین خفت و خواری رو به شکم مبارکم تحمیل نمی کنم
جدی میگی؟میشه با رب املت پخت؟چه جالب ..نمیدونستم!
من درست کردم رنگش صورتی شد داشت حالم به هم می خورد ولی گرسنه بودم وکاریش نمیشه کرد دیگه
انقدر الکی اخ و پیف نکنین.تو همه این املت فروشیهای بیرون املتو با رب درست میکنن.خیلی هم خوشمزه است.مخصوصا” با نون سنگک داغ.
بیایید یه جنبش قرمز بزنیم سرنگون کنیم این استکبار گوجه ای رو !!
حاضرم بمیرم ولی اینو نخورم
به بدعتش کاری ندارم ولی خیلی هم خوشمزه اس !
دیر رسیدم؟!
فقط اومدم بگم که گوجه رو باید خرد کرد که دیدم اولی گفته…
نظر خاصی ندارم!!! D:
ما كه توش گاهي سس كچاپ م ميريزيم!