متاسفانه آقای ساعتی (معلم زبان دبیرستان) فوت کرد.
روحش شاد
گوگل ریدر- مدینه فاضله محسن رضاییسرزمین موج های آبی sibzaminikhorha
- غول aminfouladi
- انتظار 1 yenoghteyee@gmail.com (یه نقطهای)
- عشق اختیاری علی
- توطئه فیمینستها بر ضد دستگاه با فرار مرغی! (author unknown)
- Magenta - سازمان اطلاعات خر است! (author unknown)
- سه روز پیش SunWalker
آرشیو
خودم
دوستان
- 1988
- Be Yourself
- DEAD MAN
- Diis.ignotis
- Doggy Headache
- H O R I Z O N
- hArd Abusive
- Inner Imago
- J.O.Z.E.P.H
- My Minimal Mind
- My View
- Opium
- orange juice
- POPCORN
- R2
- قاووت
- قرمه سبزی
- قره قوروت
- من و خودم
- من و خودم، دوتایی…
- من، شب و خورشید
- مهرناز مصباح
- مینیمالهای من
- مینیمالیست خوابزده
- میکسر
- مایری لند
- مریم اینا
- مرحومه مغفوره
- مسیح بر کوه زیتون
- مطلع فرح عالم
- نقطه ته خط
- چند قدم نزدیکتر به خدا
- چند روایت معتبر
- نوید بدون روتوش
- نوشتههای یک برنامهنویس
- نوشتههایی برای هیچ
- نيم تنه
- نیروانا
- ناردونه
- هویج
- وقفهای بود میان دو سفر
- وقتی میخوای زن نگیری
- ویارهای پسری آبستن
- وب 2
- وبنوشتههای کمال
- وبلاگ امین فولادی
- ورود ممنوع
- یک قلب میتپد
- یک معمار
- یک دختر نسبتا خوشبخت
- یادداشت های شازه
- یادداشتهای یک دختر ترشیده
- کوچه گمشده
- کوتلاس
- کوتهنوشت
- کودکانه های زندگی من
- کودکش لاس وگاسی
- کاهو سکنجبین
- کاساندرا
- کدئین
- گلیمچه
- گلابتون و حوضش
- گیس طلا
- گامهای کوتاه
- گاربینو
- گزاره نما
- پسر فهمیده
- آری بابا در سرزمین عجایب
- آزمایشگاه رباتیک
- آشوک
- افاضات
- اينجا ميتونه يه خونه باشه
- اینجا دانشگاه … صدای من
- ایستگاه مینیبوس
- ایستگاه اتوبوس
- احساس چگونگی مزمن
- ادامه داریم
- از زندگی
- اسپايدرمرد
- بچه ام میخواد بزرگ شه
- باران تابستانی
- بدون نوشابه بدون سس
- توهمنامه
- تب 40 درجه
- تحفه الشمس
- تریلوژی
- تصويرهای ذهنی يک خيال پرداز
- جوجو
- حرفهای یک پنجاه و چهاری
- خواب بزرگ
- خیال
- خاطرات یه ماه زده
- خراب آباد
- دل نامه
- دلتنگ دلتنگیهای آسمان
- دو نفر
- دخترک اوریجینال
- در اين مكان چلوكباب حرف اول را میزند
- دست نوشته
- ذهنیات من
- رازهای هستی
- رازهای هستی
- زنبور گاوی
- زکی پدیا
- زبل خان
- سنجد
- ساعت مچی
- شِشکوفسکی
- شرق 5
- عابر
- عصیان یک ژوکر
- غربتستان

اتفاقا ساعت منم خوابیده! کار خدا رو میبینی؟
ما که نمیشناختیم اما گویا معلم محبوبی بوده.
روحش شاد !
tasliat.
یادش به خیر….!!!
ما چقدر دعا می کردیم معلممون یه چیزیش بشه نیاد سر کلاس!!!
خوش به حالش که رفت! کاش من جای اون بودم…
به هر حال خیلی متاسفم
ساعتی علامه حلیا که نمی گی !!!
مگه چند تا ساعتی دوست داشتنی تو دنیا هست؟
روحت شاد ساعتی
خدایش بیامرزاد
با این که نمی شناختمش اما در وصف کمالات این مرد همین بس که:
الان حدود 5 تا از وبلاگ های مورد علاقه ام رو خوندم و فهمیدم همگی از شاگردان اون مرد بودند.
خدا بیامرزتش
باید بگم خدا بیامرزش؟ خب اگه بگم تو که نمیگی خدارفتگان شما رو بیامرزه…پس نمیگم.
تو هم علامه حلی بودی تراموا؟ عجب!!
ینی انقدر آمار دستته؟
متاسفم
هرگز هیچ معلمی رو دوست نداشتم
یا حداقل دوست داشتنم ادامه دار نبوده!
اما خب بازم براش آرزوی آرامش ابدی دارم….
خدا بیامرزتش.
خدا بیامرزدش. روزی پنج وعده باید صورتش را اصلاح می کرد.
ترام، تو هم سمپاد؟
هوم
تسلیت میگم .
باقیه عمر خانواده اش.
شما دانشآموز حلی هستین (یا بودین) یا اونجا تدریس میکنین؟!…
آقای ساعتی بین علامه حلی محبوبه… روحشون شاد
(یا بودین)
گویا خیلی محبوب بوده. ما که دبیرستان حلی 1 نرفتیم که بشناسیمشون. در هر صورت خدا رحمتشون کنه.
پ.ن: ترام نمیدونستم تو هم سمپادی هستی!
هوم
ساعتی علامه حلی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
خدایا
محبوب ترین معلم دبیرستان
با اون شعرهایی که برای میوه ها و رنگ ها و کشور ها و … ساخته بود
کاش این خبر رو نمی شنیدم
سلام
ما که آقای ساعتی رو ندیدیم
به قول یکی از معلمامون شاید این بزرگترین بدشانسی ما بود
آقای هاشمی نسب (الان معلم حلین) اومدن اول زنگ فیزیک برای ما صحبت کردن، چه صحبتایی. من که نمیشخناختم این آدم رو قلبم یه جوری شد. خود شما که دیگه باید زده باشید زیر گریه.
البته ما شب قدر دبیرستان بودیم. برای شفای عاجل آقای ساعتی دعا کردیم که خب… نشد.
اما
ااون چیزی که میخواستم بگم این بود که
آقای ساعتی چی داشت؟ چطور بود؟ من اسم آقای ساعتی رو سرچ کردم، باور کنید 15 صفحه ی اول همش در مورد آقای ساعتی خودمون بود. توی فیس بوک… فارغ التحصیلا از همه جای دنیا.
یکی بود که میگفت آقای ساعتی مثل یک پدر میموند واسه ی علامه حلی. چه خاطراتی از آقای ساعتی هست همین الان روی نت. یکی دیگه میگفت من تو عمرم نشنیدم که کسی از این آدم ناراحت باشه و خیلی حرف های دیگه
فقط میخواستم بگم
گاهی آدمهایی هستن که کمیابن. نایابن. نمونه شون آقای ساعتی که انگار جاش توی قلب فارغ التحصیلا مونده بود. حالا منم خواستم بگم که آقا! آقای ساعتی چی داشت؟ کی بود؟ الان به چه درد ما میخوره اخلاقیات این آدم؟
یه برادر کوچکتر
.
.
.
آرامش، احساس مسئولیت، عشق
بعد فوت ايشون من متوجه شدم چقدر آدم ع.ح. رفته ي وبلاگ نويس در اين حوالي موجود است