Feed on
نوشته‌ها
دیدگاه‌ها

اگر بره و بزغاله پيش از آن كه علف‏خوار شوند بميرند، پنير مايه‏اى كه‏در شيردان آنها مى‏باشد پاك است، ولى ظاهر آن را بايد آب كشيد.

لکنته

-  می‌دونی اون چیه که هر‌چی قدیمی‌تر بشه ارزشش بیشتره؟
-  فرش دست‌باف؟
-  اونم هست ولی «دوستی» هر‌چی کهنه‌تر بشه با‌ارزش‌تره.
-  چیزه… آره اتفاقا منم می‌خواستم همینو بگم.
[تعدادی از رهگذران محتویات شکم خود را از دهان‌شان تخلیه می‌کنند.]

چرا تخم مرغ فحش نیست ولی تخم سگ فحشه؟

اسکروچ

یکی از مزایای مینی‌مال‌نویسی اینه که همه‌ی نوشته‌ت کامل خونده میشه، نه فقط خط اول و آخر!

اتوبوس

[از پله‌های سمت راننده به بالا می‌پرد.]
-  همکاریم قربان.
-  تو کدوم خط کار می‌کنی؟
-  خط رهبری.

-  باشگاه می‌ری؟
-  آره؛ جوجیتسو کار می‌کنم.

-  همین کار‌ها رو می‌کنی بهمون میگن ترک دیگه، کلا میگم. خفه‌شو!
-  …
[لطیفه‌ی مرتبط: به ترکه میگن چرا غواص‌ها از عقب می‌پرن تو آب؟ میگه خب اگه از جلو بپرن که میفتن تو قایق!]

پروس تات

حکیمی را بردند به جهنم. پرسیدند چه خبطی از وی سر زده که وی را مستحق چنین آتش داغی نموده؟ گفتند سر‌پا می‌شاشیده…

با توجه به حجم عظیم سرمایه‌گذاری‌های زیر‌بنایی دولت، پیش‌بینی می‌شود تا چند سال دیگر بخش اعظم صاحبان صنایع را صاحبان مادران خطا‌کار تشکیل دهند.

گوگل ریدر

[معرفی کلمه] شیـّار: بسیار شیر کننده

-  اصلا از اول ما زرتشتی بودیم… آتیش‌پرست بودیم.
-  والا به خدا، این عرب‌های وحشی حمله کرده‌ن، همه‌جا رو آتیش زده‌ن، همه‌رو کشته‌ن…
[نکته‌ی هفته: زرتشتی‌ها آتش‌پرست نیستند.]

منزل

-  والا آقامون خونه نیستن…
[دو دانه سوراخ دماغ در تصویر دیده می‌شود]

لطیفه

[داخلی، حوا در منزل مشغول انجام امور منزل؛ صدای تق‌تق در به گوش می‌رسد.]
حوا:  کیه؟
آدم:  آخه ک.خل! مگه غیر از من کس دیگه‌ای هم هست؟!

لطیفه

آدم:  خدایا ما رو تنها آفریدی؛ اینجوری که من حوصله‌م سر میره.
خدا:  باشه، یه نفر دیگه رو هم می‌آفرینم، اسم‌ش حواس.
آدم:  من چه‌جوری بشناسمش اونوقت؟
خدا:  شبیه خودته؛ فقط اون‌جاش (اشاره به ناحیه‌ی میانی بدن) یه برگه.
[چند روز بعد]
آدم:  سلام. ببخشید اون (اشاره به ناحیه‌ی میانی بدن) برگه؟
حوا:  نه؛ کوبیده‌س!
[این است هوش سرشار ایرانی]

جشن ملی

یکشنبه، 8 اردیبهشت 1387، جشن پتو؛ تعطیل

Older Posts »